بشر طی دو هزاره گذشته راه بسیار پر پیچ و خمی را پشت سر گذاشت تا به همت متفکران اجتماعی و مبارزین راه عدالت و آزادی توده های مردم بسیج شده و به مقابله با نظام های بی قانون و استبدادی بپردازند. نتیجه همه این مجاهدت ها شکل گیری نوع خاصی از دموکراسی در جهان غرب بود. مفهوم دموکراسی که قدمت آن به نوشته های افلاطون باز می گردد طی قرون متمادی گهگاه در جوامع مختلف درخششی می گرفت و سپس به خاموشی می گرائید. نخستین انتخابات پارلمانی در سال ١٢۶۵ در انگلستان صورت گرفت ولی هنوز قدرت شاهان بر اراده مردم غلبه چشمگیری داشت. بالاخره چرخش بزرگ در قرن هجدهم صورت گرفت و در سال ١٧٨٨ قانون اساسی ایالات متحده آمریکا بر اساس اصل آزادی و برابری حقوق پا به عرصه وجود گذاشت.
در خصوص مکاتبات حضرت آیت الله جعفر سبحانی و آقای دکتر عبدالکریم سروش دوستان دانشجو از من بارها سوال کرده اند و نظرم را جویا شده اند. پاسخ من این است:
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله اجمعین
ضمن عرض سلام و خیر مقدم و خوشآمدگویی خدمت شما عزیزان و خواهران و برادران ایمانی ، خدا را شاکرم که مجالی را فراهم آورد تا در باره ی "نخستین نظریه پرداز دولت" یعنی جناب افلاطون سخنانی را ارائه نمایم. امیدوارم که این سخنان بتواند مورد علاقه صاحب نظران و دانشجویان مدیریت و علی الخصوص مدیریت دولتی قرار گیرد.
| ||||||
| ||||||
| چو دل را محرم اسرار کردند | خموشی را امانت دار کردند |
مسئله ى نفس در مباحث عرفانى از مباحث محورى است ، چرا كه در تمام مسائلى كه عرفان مطرح مى كند ، تزكيه و تصفيه ى نفس مورد توجه قرار گرفته است .
كسى كه نفس سركش را رام نكرده و غرايز و شهواتش را با برنامه هاى الهى مقید ننموده و از خود نگذشته و روى دل به سوى قبله ى حقيقى نكرده باشد ، هرگز نمى تواند در جمع عارفان الهى قرار گيرد .
بى ترديد تهذيب و تزكيه ى نفس از اهداف مهم و اساسى انبياى الهى بوده است .
تمام بدبختى هايى كه در دوره ى حيات ، گريبانگير بشر است ، علت و منشایی جز پيروى از هواى نفس نداشته و ندارد .
از صاحب نفس شريره نمى توان توقع خیر داشت و اگر خيرى هم از او صادر شود به دايره ى حبط كشيده مى شود . نفس مهذب و تزکیه شده ، در آخرت آراسته به چهار سرمايه ى عظيم و ابدى مى شود :
1 ـ علم بدون جهل .
2 ـ ثروت بدون فقر .
3- عزت بی ذلت
4 ـ حيات بى موت .
آراستگى نفس به اين چهار ويژه گى ارزشمند از ماده ى فلاح ، كه براى تزكيه ى نفس ، در قرآن به كار رفته است استفاده مى شود . چنانكه راغب اصفهانى در المفردات متذكّر شده است .
( و نفس و ما سواها * فالهمها فجورها و تقواها * قد افلح من زکیها) .
« نفوس آلوده كه نفوس ناقصه اند ، از خير و رحمت محروم ، و از رسيدن به عنايت حضرت محبوب ممنوعند » .
از اهم وظايف انسان كه در رأس وظايف اوست ، مخالفت با خواسته هاى غير مشروع نفس است . در آثار اسلامى از اين مخالفت تعبير به جهاد اكبر تعبير شده است .
عاشقان حق و ارادتمندان يار و سالكان طريق عشق ، تا زنده بودند از شر نفس در وحشت بودند ،
مراحل نفس
ارفان عاشق ، براى نفس هفت منزل برشمرده اند كه بايد براى رسيدن به مقصود ، به درجه ى نهايى آن ، كه حالت مرضیه بودن است رسيد :
قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲:
“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”
تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.
همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش
اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش
علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش
از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش
از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش
به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش
سخنگو و قائم مقام حزب کارگزاران سازندگی و عضو شورای هفت نفره جبهه اصلاحات و از نزديكان فاميلي و سياسي آقاي هاشمي، در مصاحبه با نشریه داخلی حزب موتلفه اسلامی، به تشریح مواضع نظری حزب متبوع خود در عرصههای گوناگون پرداخت.
حسین مرعشی که با نشریه "ذکر" گفتوگو میکرد، در اعلام مواضعی بیسابقه، اعلام کرد که گروه متبوعش پس از مطالعات فراوان به این نتیجه رسیدهاند که "اسلام، نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ندارد"، همانگونه که نظام پزشکی و مهندسی ندارد و اقتصاد اسلامی نیز وجود ندارد.
در این مصاحبه میخوانیم:
مرعشی: ما به عنوان حزب کارگزاران با برداشتی که از دین، مکتب و تجربه بشری داریم، به این نتیجه رسیدیم که اسلام با مشی لیبرالیسم سازگاری دارد تا با مشی دولت سالار و سوسیالیستی.
سوال: آقای مرعشی، شما میگویید حتما از میان لیبرالیسم و سوسیالیسم باید یکی را برای مدیریت جامعه انتخاب کرد، خاطره شعار اول انقلاب در ذهن زنده میشود که نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی چرا که دو قدرت حاکم جهانی در آن مقطع و کشورهای وابسته به خود را با این دو گرایش مدیریت میکردند و مدعی بودند که هر کدام از توانایی بیشتری نسبت به مکتب دیگر برخوردار است. جمهوری اسلامی آمد تا این تابو را بشکند که نه لیبرالیسم و نه سوسیالیسم. اما وقتی که شما اینگونه بحث میکنید که بهترین و کارآمدترین نظام سیاسی تجربه شده و برگرفته از عقل جمعی بشر برای مدیریت جوامع، لیبرالیسم است این سوال در ذهن ساخته میشود که تا به حال به این فکر نیفتادهاید که جمهوری اسلامی خود یک مکتب جدید است و مدعی ایدئولوژی مدیریت جوامع بر اساس اصول ناب اسلامی و انسانی. چرا سعی نکردید تا پارامترها و مدیریت اسلامی را کشف و استخراج کنید و بر این اساس به لیبرالیسم پناه نبرید؟
چرا موتلفه این کار را نکرده است. ما اصلا معتقد نیستیم اسلام نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دارد. همانطور که نظام پزشکی ندارد.
شما خودتان شخصیتی هستید که سالها فعالیتهای اقتصادی داشتید و بهتر از هر کسی میتوانید به سمت کشف نظام اقتصادی حرکت کنید.
نه ما قائل به این که اسلام نظام اقتصادی دارد، نیستیم. اسلام دین هدایت است. همانطور که نظام مهندسی ندارد نظام اقتصادی هم ندارد.
اقتصاد اسلامی را اعتقاد ندارید؟
خیر در اسلام به هیچ عنوان اقتصاد اسلامی وجود ندارد.
اعتقاد ندارید یا اینکه اسلام در این زمینه حرف ندارد؟
نه اسلام، احکامی در زمینه حوزه اقتصاد دارد.
احکام که در حوزه قضا و قضاوت هم دارد.
اما "نظام قضایی ندارد". اسلام تنها احکام اقتصادی دارد و نه نظام اقتصادی.
جمهوری اسلامی شکل گرفت تا این نظامها بر اساس احکام دین تدوین شود. اگر قرار بود که 1400 سال پیش نظامهای مدیریتی در حوزههای مختلف برای امروز ما تدوین شده باشد که دیگر چه زحمتی ما باید میکشیدیم؟
نظام مجموعهای از نهادها و روابط میان این نهادهاست. این در اسلام نیست. البته شان اسلام هم نیست که همچنین مسایلی را داشته باشد. چون نظامها متناسب با تجربه و تجمع عقل بشر در حال تغییر و تحولاند.
یعنی چی در شان اسلام نیست که دارای نظام خاص خود باشد؟
یعنی اسلام دین هدایت است.
این هدایت یک نرمافزار است که برای تجلی و به منصه ظهور رسیدن به سختافزارهایی متناسب با مقتضیات روز نیاز دارد.
اسلام دینی ابدی است. یک اصولی و حدودی را تعریف میکند که بشر در چهارچوب آن حدود خودش اقدام کند.
اما مقتضیات زمان و مکان هم هست.
بحث مقتضیات مطرح نیست. به هر حال اساساً اسلام نظام اقتصادی ندارد.
آقای مرعشی جواب سوالم را ندادید که آیا اسلام نمیتواند نظام اقتصادی داشته باشد؟
به هیچ عنوان اسلام نمیتواند نظام اقتصادی داشته باشد. مگر امام جعفر صادق متخصص روابط پول و بانک بود که بیاید در این حوزه وارد شود و نظام اقتصادی معرفی کند.
پس جایگاه اجتهاد در کجاست؟
اجتهاد وظیفه دارد تا به بررسی قواعد دستساز بشر بنگرد تا اگر با احکام دینی مغایرت نداشت آن را تایید کند.
فقط تایید و تکذیب قوانین بشری و انسانی در حوزه اجتهاد میگنجد؟
اصلا اجتهاد در حوزه فقه مفهومی نیست که شدنی باشد. برای مثال در مورد ساختمان شما قصد دارید ساختمانسازی کنید میخواهید تیرآهن را جوش دهید آجرچینی کنید ...
آقای مرعشی ساختمان ساختن فقط یک سختافزار ساختن است.
نخیر. محاسباتش هم به عنوان نرمافزار محل بحث است. ساختمانسازی یک نظام فنی مهندسی است. اگر جایی احساس کردند که برای تطبیق با اسلام و اینکه آیا مغایرتی دارد یا ندارد، باید بیایند و از کارشناس سوال کنند.
نگاه شما در حوزه دین هم یک نظام دموکراتی و فنسالارانه است.
حتما چنین است. اسلام نظام پزشکی هم ندارد. اما درباره بهداشت تاکید کرده و گفته که نظافت خوب است.
اما اسلام کلیاتی درباره همه مسایل نظیر بهداشت، قضاوت، اقتصاد و سیاست و ... دارد؟
بله قواعد و کلیاتی که فقط خواسته بشر را هدایت کند. اما زندگی در این دنیا، زندگیای است که نظام اقتصادی، نظام بانکی همگی دستاورد و تجارب بشری است.
آقای مرعشی از تجارب دولت نبوی و علوی و احادیث، روایات، احکام و مستندات دینی نمیتوان نظامهای اسلامی را استخراج کرد؟
در صدر اسلام که رسول (ص) در جزیره العرب حکومت میکردند جزیره العرب آن روز پول ملی نداشته است...
در همه جوامع، پیشرفت و تحول در آن روزها بود در همه جوامع با گذشت زمان شکل گرفته که ادعای جالبی برای مدعیان نمیتواند باشد.
دقت داشته باشید که در آن مقطع درهم و دینار واحد پول مردم ایران بوده است اسلام نظام اقتصادی نداشت. چه کسی میگوید اسلام نظام اقتصادی داشته است. تاکیداتی درباره خمس و زکات دارد اما نظام اقتصادیای مشخص نمیشود.
آقای مرعشی اینکه میگویید یک دستاورد بشری است. این دستاورد بشری هم محصول تجمیع عقل بشری است. اما این عقل بشری را هم اسلام به آن توجه داشته است.
اسلام دستوراتی دارد. اما وقتی سخن از معامله میشود تاکید میکند حق نداری اشکالات جنسیت را بپوشانی، اگر این کار را کردی حرام است. اسلام مرزبندی میان حلال و حرامها را مشخص کرده است اما این حلال و حرامها دستورات احکام است. نظام اقتصادی که در جمهوری اسلامی با به عنوان یک گروه "مسلمان معتقد به لیبرالیسم" به دنبال اجرایی کردن آن هستیم هرگز نمیتواند با احکام اسلام مغایرت داشته باشد. ربا حرام است ولی آیا اگر من امروز به شما پولی بدهم و نرخ تورم روی پول من اثر بگذارد و زمانی که شما قصد پس دادن پول مرا داشتی پول ارزان شده باشد آیا باید مابهالتفاوت این پول را به من بدهی یا اینکه نه این مساله ربوی است یا نه؟ در حال حاضر بخشی از مجتهدین معتقدند دریافت مابهالتفاوت مبتنی بر نرخ تورم ربا نیست چرا که قرار نبود اصل پول ارزان شود. اجتهادی که شما روی آن پافشاری میکنید تحقیق درباره همین مسایل است اما اینها را نمیتوان نظام اقتصادی دانست. نظام اقتصادی یعنی اینکه شناخت چگونگی صادرات و واردات، بررسی قوانین حاکم بر بنگاهها، چگونگی تعیین دستمزد، مشخص شدن چگونگی سود، روابط بین مجموعه نهادها، شناخت جایگاه دولت، مالیات در اقتصاد و بالاخره باید نهاد و مرجعی باشد که روابط این چنینی را بر اساس همان اصول و میزانهای اسلامی مورد سنجش قرار دهد تا با احکام دینی مغایرت نداشته باشد.
بله به همین دلیل ما معتقدیم که وجود شورای نگهبان برای یک نظام دینی لازم است. در یک نظام دینی هر چقدر لیبرالها هم بستر فعالیت داشته باشند، ما معتقدیم که باید شورای نگهبان وجود داشته باشد که مصوبات را با احکام اسلامی مطابقت کند.
| نقش عرفان در مدیریت از حبیب الله عزیزی |
|
این مقاله در همایش تخصصی مدیریت اسلامی در دانشگاه اصفهان ارائه شده است . به نقل از: http://www.ayatehedayat.com
انبیاء و اولیاء الهی چهره های برجسته عبودیت و عرفان ناب هستند. در عین حال با مدیریت عارفانه در مقابل بزگترین طاغوت های زمان خود ایستاده اند و زیباترین مدل مدیریت عدالت گستر را در تاریخ ثبت کرده اند. در این مسیر نقطه شروع، عبودیت و عرفان مدیریت است تا با اندوختن معنویت، حکمت و قدرت الهی از گذر مدیریت بحران ها و مدیریت انبیاء و اولیاء الهی به عنوان الگوهای مدیریت عارفانه آمیختن انواع مدیریت ها با مدیریت عرفان است. هر روز در نماز، شهادت می دهیم که «و اشهدان محمداً عبده و رسوله» و این همان رسالت بزرگ انبیاء الهی است که ابتداء به قله رفیع عبودیت صعود کنند سپس مردم را به آن قله رفیع عبودیت دعوت کنند و این عبودیت یعنی دوری از رذیلت ها و کسب فضیلت ها.
مدیریت عارفانه یعنی آمیختن انواع مدیریت ها با مدیریت عرفان. پس عرفان به معنی اوج عبودیت در مدیریت چه نقشی دارد؟ عرفان به همه ارکان مدیریت قداست و رنگ خدایی می دهد. مدیریت عارفانه مدیریت خداپسندانه است، مدیریت عارفانه سرچشمه همه خوبیها، فضیلت ها و نور الهی است، مدیریت عارفانه از بدیها، رذیلت ها و تاریکی های نفسانی به دور است. در مدیریت عارفانه سؤالهای ذیل مطرح است:1.نقدی بر « مدیریت دینی» و « مدیریت علمی». 2.شبهه سکولاریسم بر «مدیریت اسلامی» 3. شبهه بر عرفان اجتماعی 4.مدیریت عارفانه چه اهداف و وظایفی دارد؟ 5.ویژگی های مدیر در مدیریت عارفانه کدام است؟ 6.عرفان در تربیت و روابط نیروی انسانی چه اثراتی دارد؟ 7.الگوهای مدیریت عارفانه کدامند؟ 8.برای شیفتگان مدیریت عارفانه چه رهنمودهایی است؟ 9.دعا و نیایش چه نقشی در مدیریت عارفانه دارد؟پاسخ این پرسش ها را در این نوشتار دنبال می کنیم. پیشگفتار: سامان یافتن اسلام همواره از دغدغه های فکری ام بوده است. و ریشه بسیاری از نابسامانی ها را نه در کمبود تخصص بلکه در کمبود تعهد یافتم. آیت الله بهشتی فرمود: «مدیران جوان متعهد خود را به تخصص های لازم خواهند رساند و به امت اسلام خدمت خواهند کرد. اما مدیران متخصص بی تعهد نه تنها خدمتی نخواهند کرد بلکه مسیر خیانت را خواهند پیمود.» نگارنده به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد عرفان اسلامی که در دو رشته مدیریت و معارف اسلامی کارشناس است و از شروع انقلاب اسلامی تاکنون 24 سال سابقه مدیریت دارد و در برخورد با سطوح مختلف مدیران انواع مدل های مدیریتی را شاهد بوده بر خود وظیفه دیدم در حد بضاعت قلیل نقش عرفان ناب شیعی یعنی اوج عبودیت را در مدیریت مدیران تبیین کنم همان گونه که از مدیران پذیرفته نیست که بگویند مجال مطالعه، تفکر و برنامه ریزی ندارم بلکه از مبانی مدیریت، مطالعه، تفکر و برنامه ریزی است. و نیز پذیرفته نیست که بگویند مجال عرفان گستری برای خود و زیر مجموعه سازمان را ندارم. مدیر و زیر مجموعه سازمان او به همان اندازه فسادپذیر است که از عبودیت و عرفان به دور باشند. مدیریت عارفانه، مدیریت فسادزایی از مجموعه حوزه مدیریت مدیران است که نگارنده درصدد تبیین آن است.
مقدمه
هدف اسلام تربیت انسان کامل است. هدف عرفان ناب هم تربیت انسان کامل است. و هر دو معتقدند: انبیاء نمونه انسان کامل هستند. و نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) بهترین الگو و اسوه حسنه برای رسیدن به کمال است. ـ لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. سوره احزاب/21 و ما هر روز در هر نماز واجب به دو هدف کلی پیامبر این گونه شهادت می دهیم که: «و اشهدان محمداً عبده و رسوله» شهادت می دهم که محمد(ص) بنده خدا و رسول اوست. و این شهادت می تواند بیانگر مطالب ذیل باشد: 1.ویژگی مدیریت عارفانه پیامبر اسلام(ص) در دو عنوان خلاصه می شود. عبادت خدا، رسالت الهی 2.عبودیت و بندگی مقدم بر رسالت و پایه رسالت می باشد. 3.اگر عبودیت و بندگی نباشد پیامبر اکرم(ص) چه پیامی برای انسانها دارد؟ مگر نه این است که پیامبر مبعوث شده است تا انسان ها را به هدف خلقت که همان عبودیت است دعوت کند؟ ـ و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون سوره ذاریات/56 4.عبادت لحظه لحظه های مسیر رسالت را از فساد مصون می دارد. لذا پیامبر اسلامی(ص) در اوج رسالت از فساد مصون بود برای اینکه لحظه لحظه های مسیر رسالتش را نور عبودیت و عرفان روشن می کرد. 5.عبادت خدا و رسالت الهی هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند پس نمی توان عبادت را بدون رسالت و یا رسالت را بدون عبادت تبیین کرد. 6.پیامبر عظیم الشأن اسلام هم در عبودیت خدا و هم در ابلاغ رسالت الهی و رهبری امت، بهترین الگو است. 7.ما در نظام جمهوری اسلامی معتقد به شایسته سالاری هستیم به عبارت دیگر حکومت، حکومت شایستگان است و مدیران ما انسان هایی وارسته و فرزانه هستند که به کمال نزدیک ترند تا مردم. پس شایسته است که مدیران شایسته در الگوگیری از اهداف کلی پیامبر اکرم(ص) پیشتازتر باشند و در حوزه مدیریت خویش با دو مقوله عرفان مدیریت و مدیریت عرفان آشنا باشند. عرفان مدیریت، شایسته مدیران اسلامی است و مدیریت عرفان، عرفان گستری مدیران در حوزه مدیریت است.
مولف : دکتر سید علی اکبر افجه ای
ناشر: انتشارات جهاددانشگاهی واحد علامه طباطبایی
نوبت چاپ : ششم – 1384
کتاب مذکور چاپ دوم کتاب رهبری و مدیریت اسلامی و يا به عبارتی چاپ ششم کتاب مدیریت اسلامی است که به همت نویسنده از سال 1358 به صورت سلسله مقالاتی پیرامون مدیریتی اسلامی در روزنامه کیهان به چاپ رسید و سپس چاپ اول آن در شهریور سال 1360 به صورت جزوه درسی در مرکز نشر دانشگاهی و به صورت کتاب در شهریور سال 64 توسط انتشارت جهاددانشگاهی مرکز و به دو زبان فارسی و انگلیسی از سوی انتشارات جهاددانشگاهی واحد علامه طباطبایی به چاپ رسید.
بدون شک سیری که این کتاب در دوران انقلاب اسلامی در بیست و هفت سال گذشته پیمود جدا از سیر انقلاب و فراز و نشیب های آن نبود و پیشگفتارهایی که به چاپ های مختلف این کتاب رفته است کما بیش این فراز و نشیب ها را به خوبی نشان میدهد. تا آنجا که امروز در ششمین چاپ نهالی که در سال 1358 تحت عنوان مدیریت اسلامی نظیر جمهوری اسلامی غرس شد امروز به آنچنان پروبالی در جهان علم و دین رسیده است که ده ها مرکز بین المللی مطالعات مدیریت اسلامی و کنفرانس و گردهمایی جهانی از اندیشمندان جهان اسلامی و استادان دانشگاه ها به بحث و درس پیرامون آن می پردازند و ده ها کتاب و مقاله و پایان نامه و سخنرانی پیرامون آن در دوره های دانشگاهی از لیسانس تادکتری درداخل و خارج از کشور به چاپ رسیده است و از همه مهمتر در برنامه درسی اغلب رشته های مدیریت دردانشگاه های ایران و جهان و حوزه های علمیه قرار گرفته است .
این کتاب در قالب 228 صفحه و با قیمت 24000 ریال در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است. نگارنده بزودی ابعاد مثبت و یا کاستی های این کتاب و یا نخستین کتاب مدیریت اسلامی را مورد توجه قرار خواهد داد.
سه شنبه 3 مهر 1386
از اين روي از تمامي اساتيد و پژوهشگران علاقهمند به اين مباحث درخواست کرده است تا مقالات پژوهشي خود در موضوعات ذيل را حداکثر تا تاريخ 30/8/86 به دفتر فصلنامه ارسال نمايند.
الف) فلسفه و روش شناسي مطالعات سازماني (رشته مديريت)
«روش علمي در علوم رفتاري»، «علم بودن/نبودن مديريت»، «سير تحول روششناسي علوم انساني و تاثير آن بر مطالعات سازماني»، «نقد روششناختي نظريههاي موجود در مطالعات سازماني»، «کاستيهاي مطالعات سازماني موجود در اهداف، مباني، روشها، دستاوردها و...»، «روش نظريهپردازي در مديريت»، «روش تحقيق مديريت در هر يك از پارادايمهاي اثباتگرايي، تفسيرگرايي، نظريه انتقادي، واقعگرائي انتقادي و ...»، «جايگاه پارادايمي و و روش تحقيق مطالعات سازماني در هر يك از نظريههاي ساختارگرايي، کارکردگرايي، انسان گرايي و تفسيرگرايي و ...»، «كثرت گرايي در روش و روششناسي تحقيقات چند پارادايمي در مطالعات سازماني»، «بررسي تطبيقي روشهاي تحقيق کمي و کيفي»
ب) فلسفه و روش شناسي مديريت اسلامي ـ بومي
«مباني فلسفي مديريت اسلامي»، «روششناسي علوم ديني و مديريت اسلامي»، «رويکردهاي موجود در مديريت اسلامي و تاثير پذيري آنها از روششناسيهاي تحقيق»، «نقد روششناختي ديدگاههاي موجود در مديريت اسلامي»، «چالشها و راهکارهاي پيش روي مديريت اسلامي ـ بومي»
پژوهشگران می توانند مقالات خود را به آدرس دفتر فصلنامه حوزه دانشگاه ارسال نمایند:
قم، بلوار امين، بلوار جمهوري اسلامي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، دفتر فصلنامه، تلفن 2936670
تهران، خيابان انقلاب، بين وصال و قدس، كوچه اسكو، تلفن: 6 - 66460935
آدرس ايميل دفتر فصلنامه: magazine@hawzeh.ac.ir
آدرس ايميل سردبير فصلنامه: smtm_abtahi@yahoo.com
مدیریت اسلامی به بیانی عبارت است از فرايند نيل به اهداف سازمان(توليد كالا يا ارائه خدمات)با استفاده از علم مديريت و در چارچوب ارزشها،اهداف و معيارهای اسلامی.
نويسنده: ناصر باقري عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين(ع)
چكيده
اين مقاله به بررسي و نقد كتاب مديريت اسلامي تأليف حجة الاسلام محمد حسن نبوي ميپردازد و ابتدا كتاب را از جهت روشي مورد ارزيابي و سپس از جنبه محتوا و ساختار مورد توجه قرار داده است. همچنين نقاط قابل توسعه كتاب جهت غنيتر شدن كتاب و باز كردن زمينههاي ديگر تحقيق عنوان ميشود.
كليد واژهها: مديريت اسلامي، رويكرد استنباطي، رويكرد تهذيبي، رويكرد تأسيسي
مقدمه
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يكي از مباحث مطرح شده بحث اسلامي كردن دانشگاهها و به دنبال آن مباحث مربوط به علم ديني و ايجاد رابطه ميان شاخههايي از علم تجربي و دين در قالب تعابيري مانند روانشناسي اسلامي، جامعهشناسي اسلامي، مديريت اسلامي و... مطرح شده كه بسيار چالشبرانگيز بوده است زيرا فضاي نشو و نماي علوم تجربي معاصر به طور عمده غير ديني و گاه ضد ديني بوده است. از اين رو طرح تركيب علوم به همراه اسلام عجيب و شگفتانگيز مينمود و موجب شد كه هم در زمينه تبيين مفهوم علم ديني و هم در زمينه مصاديق آن (مديريت اسلامي و...) مقالات و كتب متعددي به رشته تحرير درآيد. اين مقاله بررسي يكي از كتبي است كه در زمينه مديريت اسلامي به رشته تحرير درآمده است.
چاپ اول كتاب مديريت اسلامي نوشته حجة الاسلام محمد حسن نبوي در سال 1373 انتشار يافته و چاپ هفتم آن با ويرايش سوم در سال 1382 در 391 صفحه از سوي انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر شده است. نويسنده، مديريت را در چارچوب اسلام توضيح و تشريح نموده است؛ هدف وي بيان وظايف مديران ازديدگاه اسلام است و از آيات و روايات و سيرة پيامبر و معصومين(ع) نيز استفاده نموده است. از آن جا كه اين كتاب به عنوان يكي از منابع درس مديريت اسلامي و الگوهاي آن مورد استفاده ميباشد جهت بررسي و نقد انتخاب شده است.
كتاب داراي فهرست مطالب، پيشگفتار در دو صفحه در مورد ضرورت (دلايل) پرداختن به مديريت اسلامي ميباشد. مقدمه كتاب در سه صفحه درباره سازمانها و تئوريهاي موجود مديريت (از تئوريهاي كلاسيك تا نئوكلاسيكها) در مقايسه و نقد اين تئوريها بيان ميشود.
كتاب جمعاً شامل سيزده فصل است فصل اول درباره حكومت و مديريت اسلامي در شش صفحه فصل دوم و سوم دربارة برنامهريزي و اركان آن در 36 صفحه فصل چهارم درباره سازماندهي در 25 صفحه فصل پنجم دربارة انگيزش بيست صفحه فصل ششم تا هشتم در مورد رهبري، صفات رهبري و رفتار رهبري در 7